باران طلاباران طلا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

💕 بــــاران طلا, دخترکـــم 💕

دلنوشته ای حوالی 2 سالگی دخترم...

اولین روز بارانی عمرت را به خاطر داری؟ آری همان روزی را می گویم که به دنیا آمدی ‚ هر چند از همان وقتی که خیلی کوچک بودی  از ٤ماهگی نامت را باران گذاشتم تا بباری بر زندگیم که مثل رحمت خدا قشنگ و سر سبز و با طراوت کنی همه ی داشته هایم را. خوب یادم هست آن روز همه متعجب از این که ٦ شهریور چه وقت تگرگ و باران بهاری است اما خوشحال بودند که باران ما بعد از کلی مشقت نه تنها برای من که البته برای من یک اتفاق شیرین بود اما بقیه را خیلی اذیت کردم بالاخره به دنیا آمد و همه واقعا منتظر این لحظه بودند .باران من با خودش بارانی آورد که همه را خوشحال کرد باران من خود خود خود رحمت خداست. باران ٢ سال ...
30 مرداد 1392

دختر کوچولوی دوست داشتنی من...

  کودکی زیباترین و کوتاه ترین اتفاق ناخواسته ی زندگی ست .                 دختر کوچولوی دوست داشتنی من :   تو قشنگترین لحظه های ناب جوانی ام را رقم میزنی وقتی با هر نگاه   به تو پر می شوم از شور و اشتیاق .و این همه نوشته از سر شوق به خاطر   خودم است   تا یادم بماند روز های زیبایی را که دیگر تکرار نمی شود   و همه ی نوشتن هایم   از اینست که دلم برای این روز ها و برای تویی که سراسر وجودم خود توست   تنگ می شود.مهروی من ‚باران من چه خوب است...
29 مرداد 1392