باران طلاباران طلا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

💕 بــــاران طلا, دخترکـــم 💕

گوش کن صدای باران است...

باران گوش کن ‚ صدای باران است... صدای ریزش باران به این نشسته به ظلمت تاریک صدای ریزش باران بروی کوچه های باریک صدا ‚ صدای باران است صدای قطره قطره نشستن بروی تاریکی صدا ‚ صدای نشستن به خیل ناپاکی و ای کاش لطف تو لطف باران بود سیراب ساز کویر و سبزه زاران بود کاش مهر تو مهر باران بود روح بخش و جان نثاران بود صدا صدای زمزمه صدای باران است صدا صدای ترنم تکرار نو بهاران است و تو ای کاش ای عزیز ‚ ای زیبا مثل قطره های باران دشت تشنه ی قلبم ‚ این عطشناک کولی را می سپردی به قطره قطره ی لطفت می سپردی ...
19 فروردين 1392

باران و هفت سین

  باران طلا این چند روزه ‚ درست از اول فروردین مثل این گل و گیاهان که از خواب بیدار شدن شما هم بله. نشونه اش هم اینه که 1 دقیقه تو خونه بند نمی شی اول رفتیم تو حیاط یه کم بازی کردیم ولی خب شما به این حد( د د ) راضی نبودی مجبور شدیم بریم بیرون آره گل دخترم رفتیم پیش هفت سین و حاجی فیروز اما دختر قشنگم خیلی باد می یومد ببین   ...
17 فروردين 1392

اولین پارک رفتن سال 92

باران طلا امروز رفتیم پارک . هوا عالی بود نه سرد بود نه گرم فقط چند لحظه خورشید خانم می رفت پشت ابر ها بعد دوباره می یومد بیرون خیلی خوش گذشت مامانی اما وقتی می خواستیم بریم مگه می یومدی  یه گریه ای راه انداخته بودی که دل سنگ به حالت آب میشد بازم می ریم عزیزم به زودی.   ...
10 فروردين 1392

مراقبت های بارانی (18 ماهگی)

پیرو تولد ١.٥ سالگی دختر عزیزم برای اینکه نشون بده خیلی خانم شده ٣ تا واکسن نا جور خورد بمیرم الههههههههههههههی   اول اون خانمی که تزریق میکرد یه واکسن تو دستت زد قربونت برم اصلا صدات در نیومد بعد بهت قطره ی فلج اطفال داد بازم هیچی نگفتی ‚ خانمه تعجب کرده بود که چطوری این قطره رو اینقدر خوشمزه خوشمزه می خوری. آخ آخ آخ چی بگم از واکسن سوم همچین که تو پات فرو رفت جیغت رفت هوا همش می گفتی درده    درده    درده      اااییییییییییییییی  بمیرم اون طوری درد کشیدنتو نبینم ولی چه میشه کرد اگه واجب نبود که نی نی هار...
8 فروردين 1392

آخ جووووون بدو بدو

وااااااااای نمی دونید منم مثل مامانم عاشق دویدنم بدو بدو      بدو بدو      باران بدو     باران بدو         دختر عزیزم شما تو روز حد اقل ١٠ مرتبه روی ترد میل میری و مایلی که ورزش کنی.قربونت برم الهی امیدوارم یه ورزشکار ملی بشی انشا ءا...       ...
6 فروردين 1392

خودم آب خوردم

  اییییییییییییییییییییییییییی جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان یه روز تو همین روزا شاید ١ هفته پیش باران جونم وقتی صبحانشو خورد یهو دیدم خودش رفته داره آب میریزه و می خوره وای خدا از خنده داشتم میمردم خیلی قشنگ بود باورم نمی شد یه بجه با این سن وبا این قد و بالا بتونه این کارو بکنه بگردم مامان  ماشاا... بزرگ شدی عمرم       ...
5 فروردين 1392

مهدیس جونم تولدت مبالک

باران طلا امسال اول فروردین رفتیم تولد مهدیس جونی دختر عمو های گلت همه بودن . حسابی همتون آتیش سوزوندید اما مگه کسی جرات داشت بهتون بگه بشینید؟! اصلا مگه گوش می دادید؟؟ قربونت برم خیلی خوش گذشت. « مهدیس خانم تولدت مبارک » ...
5 فروردين 1392

مدل جدید خوابیدن

اینم یه مدل خوابیدنه دیییییییگه مثل یه گنجیشک کوچیک اروم بخواب مهربونم چشماتو رو هم بذار من اینجا بیدار میمونم کابوس رو زندون میکنم خواب بد رو میسوزونم حافظ خواب تو میشیم منو خدای خوب دل چشمهاتو فردا میبینم خوب بخوابی شبت به خیر ...
4 فروردين 1392